در جمعهي حماسي ديگر خرداد ماه (كه كثرت حماسههاي اين ماه، قرنها پيش، توسط ابوريحان بيروني و با علم ستارهشناسي پيشگويي شده بود) بار ديگر بغض علي شكست، شعلههايش از دل زبانه كشيد(1) و اينبار پيش از فرونشستن، بيعتشكنان دنياپرست(2)، چموشان دينگريز(3) و دينستيزان باطلمدار(4) را با امواج توفندهي خلق حقشناس، بر زمين كوبيد.
يك هفته پس از حماسهي بينظير انقلاب سوم در جمهوري دهم امت مسلمان ايران، رهبري معظم با اعلام قبلي در نماز آدينهي تهران حاضر شد و گفت هر آنچه را كه سالها مردم ولايتمدار، منتظر شنيدنش بودند. از چند روز پيش كه حضور ايشان در نماز جمعه اعلام شد، همهگان ميدانستند كه اين نماز با ديگر نمازها متفاوت است و بالتبع خُطَب آن نيز با ديگر خطبهها توفير خواهد داشت و از همينرو هر كس كه توان آمدن به محل به پا داشتن اين فريضهي عبادي_سياسي را داشت، با پاي دل آمد و شد آنچه كه دنيا ديد و شنيد.
خطبهي دوم اين نماز از چندين جهت قابل پرداختن است كه باز نويسي آن در اين مجال تنها توضيح واضحات است. ولي اهم نكات برجستهاش كه هيچگاه نبايد از اذهان اهل ولايت مغفول بماند، همان وظيفهي شيعهگي ماست كه بار ديگر در بوتهي آزمايش قرار گرفته است كه آيا بايد جان و تن به سقيفهاي ديگر تسليم كنيم يا نطفهي انحراف در انقلاب را نبسته، ساقط گردانيم؟ مسؤوليت امروز ما در مواجهه با بنيساعدهي ثاني چيست؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پينوشتها:
1) تلك شقشقة هدرت ثم قرّت.
2) ناكثين
3) مارقين
4) قاسطين
جولای 6, 2009 at 4:13 ب.ظ
سلام بر شما همسنگر عزیز…
میلاد با سعادت امیرمومنان، امام انس و جان، اسدالله الغالب، حضرت علیبنابیطالب علیهالسلام بر شما و خانوادهی محترمتون مبارک و فرخنده باد.
درآخرینمطالبپایگاهفرهنگیموجمردهببینید:
- اخلاق كارگزاران از نگاه امام علي(علیهالسلام)
- ما مثل او وطن فروش نيستيم!!!
- چگونه «رام الله» خانواده ها را نابود مي كرد؟!
- حجه الاسلام قائم مقامی : ميرحسين به هيچ وجه مشروعيت احراز مسئوليتي را ندارد
- نگاهی به بيانيهی شماره 9 ميرحسين موسوي
- زندگي نامه حضرت امام محمد تقی عليهالسلام
- زندگی نامه شهید قامت بيات از فرماندهان شهید زنجان
منتظر بازدید و نظرات ارزشمند شما…
اللهم عجل لولیک الفرج…
جولای 24, 2009 at 12:34 ب.ظ
مي گويند سلطان محمود را اياز نامي بوده است كه در نظر سلطان بسيار محبوب بوده و دوست داشتني و طبق رسم تمام دورانها سعايت اطرافيان او را نيز بي نصيب نگذاشت تا آنكه بعد از آزمودن راههاي بسيار به اين نتيجه رسيدند كه بگويند اين اياز ناز پرورده و عزيز دردانه ات روزها در اتاقي مي رود و روي پولهايي كه از خزانه برداشت كرده است خرغلت ميزند و صفا مي كند و اين رسم اياز بود كه روزي يكبار در زماني خاص به اتاقي مي رفت و ساعتي را در آنجا مي گذراند كم كم شاه كه البته به اياز خود بي محابا مي نازيد مشكوك شد تا جريان اتاق را دريابد و …
سرزده به اتاقش
رفتند و ديدند كه با چند دست لباس كهنه – لباسهاي زمان بي نام ونشاني و كوچه نشيني اش – نشسته است و بر نفس خود نهيب مي زند كه هان اياز تو همان كوچه نشيني بودي كه از رعد صداي پاي اسب هاي داروغه ها و زرق وبرق محافظان و خدم وحشم گزمه ها سخت مي لرزيدي هرگز گذشته خود را فراموش نكن و مقام و مرتبه اي كه امروز از سر لطف به تو بخشوده اند باعث گردنكشي فردايت نشود مبادا خود را كسي بداني كه نمك پرورده اين در هستي و بزرگ شده اين خانه مبادا اي نفس اياز خود را گم كني كه ديگر راه مقصود را گم خواهي كرد و….و محمود چقدر به خود فكر كرد از اين جوانمردي كه بدنبال
سكه نرفت حتي براي پيداكردن جواهر هاي گمشده او كه براي اياز ، جواهر، خود محمود بود
اي مرد، مشايي كيست نمي داينم چه خواهد كرد نمي دانيم چه خواهد شد باز هم نمي دانيم فقط بدان كه برايمان كافيست كه تو عزم كرده اي كه همراهيت كند بدان در اين گردنه سنگين لحظه اي تنهايت نمي گذاريم اگر خوب بود با تو نماز شكر بجا مي آوريم و اگر بد بود لحظه اي و كمتر از لحظه اي اجازه نخواهيم داد كه از غم كم آوردنش شانه هايت احساس خستگي كنند
اي مرد ما يار غار توييم نه بار خاطر تو تو بودي كه ما را از عقبه هاي هولناك رد كردي و به سلامت رد كردي . تو بودي كه در آن هول و وحشت تهديد هاي هر ساعته نگذاشتي كه ناچيز ترين ذره اي از غبار ترس بر وجودمان بنشيند تو بودي كه مردانه ايستادي و در آن شاخ و شانه كشيدن هاي وحشت آور شش لول كشهاي تمام دنيا انقدر ريز اندام پر هيبت مي گفتي كه ” هيچ كس آري هيچ كس جرات تهديد ملت ايران را ندارد” كه باورمان مي شد كه دنيا از ما مي ترسد . تو بودي كه سنگر رهبر شدي و با آن قامت بلند چنان سنگر بلند قامتي ساختي كه رهبر بار ديگر توانست كمر راست كند تا طاق كسراي
دنيا يك بار ديگر چهره نوراني وعلوي اش را ببيند و تحقير شود و خرد شود و فروريزد . تو بودي كه مانند طفلي در گهواره برايمان لالايي هاي شيرين انقلاب را خواندي و يك تنه پشت در ايستادي و محكم چارچوب گرفتي تا حمله نكنند آتش بدستان و نسوزانند پر پروانه انقلاب را. و تو پير شدي نه به اندازه چهار سال به اندازه سالهاي سال و مدال تمام اين افتخارات را بي ادعاي بي ادعا بر گردن ما انداختي و هرگز نامي از احمدي نژاد به جز نوكر ملت نبردي وخدا چه اجري به تو خواهد داد اي مرد كه دل مردي از تبار هاششميان را شاد كردي دلي كه سالها بود كه داشت مي گداخت
اي مرد سالهاي سال بود كه يادمان رفته بود كه پابرهنگانيم و وارثان انقلاب همه چيز رنگ عوض كرده بود ديگر گزمه ها و نوچه هايشان نيز هيبتي وزيرانه پيدا كرده بودند چه برسد به وزرا و رييس جمهور از هول نگاه محافظانشان رنگ پريده غالب تهي مي كرديم و از خشم فريادهاي پليس هاي اسكورت نفس بريده راه را باز مي كرديم كه حتي آبدارچي فرماندار بخش سه شنگول آباد هم محلمان نمي داد و نامه هايمان سر از دفتر چك نويس نورچشم هاي وديركل ها سر در مي آورد . رييس جمهورمان را فقط گاهگاهي در تلويزيون مي ديديم آنهم در هال هديه كردن كله يك اسب هخامنشي به سازمان ملل و يا در
حال چنگ و دندان نشان دادن به رعيت هاي انقلاب و يا در حال لاسيدن با خوش آب و رنگ هاي ضد انقلاب . تو آمدي و يادمان آوردي كه كه هستيم و بايد چه بكنيم دستهايمان را گرفتي سالها بود كه نشسته بوديم زانوانمان ديگر رمق نداشت دستهايمان را گرفتي و آنقدر شيرين زباني كردي و سوال و جواب كردي و يا علي يا علي ع گفتي تا كم كم بلند شديم با تو به ميدان آمديم تو گفتي هر مديري كه از شما حمايت نكرد از من نيست تو گفتي هر كس آزارتان داد گوشش را مي پيچانم تو گفتي هر كجا بي عدالتي ديديم آنقدر بلند فرياد بزنيم كه احمدي نژاد صدايش را در تهران بشنود
توخواستي تا خودمان را دست كم نگيريم و اعتماد بنفسمان را زنده كني اما ماري به نخوت …..در آستينمان افتاد و راستي باورمان شد كه كسي هستيم همپايه تو و نگران تر از تو براي انقلاب و دلسوز تر از تو و عاقل تر از تو و با درايت تر از تو و شجاع تر از تو و زيرك تر از تو و اين شد كه يكجا تمام فريادهايمان را بر سر تو كشيديم كه چرا معاونت را ما نمي پسنديم و چرا با ما مشورت نكردي و چرا دايره مشورتت را باز تر نكردي و چرا سوزن پرگار دايره ات را در وسط كاسه سر ابن سيناي ما فرو نبردي تا راهنماييت كنيم و دستت را بگيريم و از اين تصميم ابلهانه و غير عاقلانه و غير انقلابي و غير دلسوانه كه ملا نصرالدين انقلاب رهاييت بخشيم
ديدي چه شد به قول فيلسوفي انسانها تا گرسنه اند عدالت خواهد و چو سير مي شود آزادي خواه ي شود . اين بود نتيجه بال و پر دادنت به ما و اينكه از سر لطف و بزرگواري خواستي بزرگمان كني و پس از آنهه سال خفگي و حقارت تكريممان كرده باشي. نمكدان مردي را شكستيم كه خواست بعد از سالها توسري خوردن دلمان راشاد كند و براي همين نشان تمام افتخاراتش را از سر مهر رضا ع بر گردن ما انداخت تا خود را كسي بناميم كه ناگاه شديم ماري در آستين و مدعياني گردن كلفت زخم زبانهايمان از نيش مار بد تر و تهديد هايمان از اراذل رذيلانه تر .
اي مرد مشايي هرچه باشد و هركه باشد خدا را شكر كه تو هستي حساب ما را از بقيه جدا كن برايت پاره هاي پولاديم به ماتكيه كن نه هرگز برايت خط و نشان مي كشيم و نه تهديدت مي كنيم و نه خود را لايق تر از تو مي دانيم شانه هايت خسته است مي دانم مشايي هركه باشد و هرچه باشد ياوراني مانند مارا كه پشت سر تصميم تو ببيند جرات دست از پا خطا كردن نخواهد يافت اي مرد تا بحال هرگز مرا به راهي كه حتي روياهاي كودكانه ام را به دلشوره ها نبرده اي ما به تو اطمينان داريم همانگونه كه به رهبر و به هر دو شما عقد اخوت بسته ايم همان گونه كه با امام هرگز رهايت نمي كنيم تو
و مولايت را پس هرگز رهايمان نكن
به طنز مي گويم به جد بخوان تمام خانه هاي قلبمان را فتح كرده اي ! سلطان محمود
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. اين هم براي خودش نظريه!
يا علي…
جولای 27, 2009 at 11:47 ب.ظ
اللهم عجل لولیک الفرج و النصر وجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه و احفظ قائده…
آگوست 3, 2009 at 3:04 ب.ظ
سلام بر مرد خدا كه خدائي مي انديشد
سلام بر دوستي كه واقعا” دوست است و همراه با همنشينان جمعه ها و ايام ديگر …
ميلاد قائم آل محمد ص و نور درخشان بشريت مهدي موعود عج بر شما مباركباد
ماماني هستي و سايه صبور به روز شده است و به اين بهانه متوني نيز افزوده شده
http://mamanyehasty.persianblog.ir
http://sayeyesabour.persianblog.ir
عمر در گذر است … زود ؛ تند؛ سخت يا آسان ميگذرد …چون باد ،خوب ميدانم كه تامل نكرده ام روزي و فكر نكرده ام آني .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام سركار خانم صادقي. به خدا نميدونيد وقتي اسمتون مياد عجيب هواي خرمشهر و مقاومت و برادراي شهيدتون تو ذهنم ميپيچه. خدا خيرتون بده. ما رو هم دعا كنيد.
يا علي…
آگوست 4, 2009 at 8:38 ب.ظ
حاجی خدا قوت
ولی یادت باشه چیزی ننویسی که دشمن شاد باشه.
امیدوارم دینی که بر گردن داری به حق ادا کنی.انشالله
یا علی از تو مدد
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. انشاءالله كه همينطور باشه خليل جان.
يا علي…
آگوست 10, 2009 at 10:06 ق.ظ
بنام خدا.”رابطه 3 تیر واخراجی ها”. یا علی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام و ممنون حضرت مصطفا.
يا علي…
آگوست 18, 2009 at 10:44 ق.ظ
سلام آقا سهیل. خوبین انشالله؟
متن رو خوندم ، از احمدی نژاد عصبانیم اما نه اینقدر!
دلم واستون تنگ شده. مشتاق دیدار.
لینک وبلاگتون رو توی بنیان ثبت کردم.
خداحافظ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام مهدي عزيز. ما بيشتر ( واسه همهش!)
يا علي…
آگوست 25, 2009 at 3:15 ق.ظ
با عرض سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات براي برادر عزيزم آقا سهيل.
شايد بپرسي كه توي اين يك سال كدام گوري بودم؟ اما هركجا كه باشم نمي تواند توجيه مناسبي براي نپرسيدن حال و احوالتان باشد. خيلي مشتاق ديدارتم باوفا. كي مييايد قم؟
سايت “اسلام ناب” رو فعال كرديم. چند تا وبلاگ شخصي تخصصي توي سبدم كارم بود كه ميبايست اونها رو به جايي ميرسوندم. انشا الله قصد دارم دوباره نون و قلم رو راه بندازم. برام ميل بفرست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام مؤمن! توي اين يك سال كدوم…! نوكرتم هزار تا. تو رو چشم ما جا داري و هميشه هم تو نهانخانهي دل مايي. حالا تو هر …! بهشتي كه ميخواي باش. قم رو هم توفيقي شده هر ده، بيست روز يه بار خدمت يكي از علما ميرسيم. اول شب ميايم و آخر شب ميريم. و اگه فرصتي بشه خدمت علمايي چون شما هم ميرسيم. انشاءالله.
يا علي…
سپتامبر 5, 2009 at 12:59 ب.ظ
سلام
میلاد کریم ابن کریم مبارک.
با “وبلاگ نویسی از دیار باقی” به روزم… داغ داغ
منتظرم
یا علی[گل]
سپتامبر 10, 2009 at 5:14 ب.ظ
سلام خدا قوت عبادات مقبول
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
عليكم السلام و به همچنين.
يا علي…
سپتامبر 21, 2009 at 10:42 ق.ظ
…….عکس تکی با خاتمی !!!!!
……………………………………………………………………………….به روزم…..
سپتامبر 22, 2009 at 8:09 ب.ظ
هابيل شمارهی شش هم روی دکهها آمد.
طرح جلد این شماره اختصاص یافته به پروندهی فیلم اخراجیها و مزین است به یک لنگ قرمز!
سرمقاله «رقصيدن به ساز ناکوک» نام دارد و نقدي است بر رويکرد دفاعمقدس دولتي در مهندسي فرهنگ دفاع مقدس، به بهانهي اکران فيلم «اخراجيها۲». به عبارتی میتوان این مطلب را جمعبندی همهی مطالبی دانست که در سرمقالههای پیشین حول محور مقولهی دفاع مقدس دولتی و مردمی به نگارش درآمده بودند.
در بخش مقالات دو مقاله میخوانید: یکی از سيدعلی کشفی با نام «حقيقت يا كارآيي» و با موضوع تأملي پیرامون سازمان فرهنگي در جمهوري اسلامي که به نوعی حول محور مفهوم مهندسی فرهنگی نگاشته شده؛ و دیگری «تاریخ، جنگ، روایت» به قلم استاد ارجمند اقای علیرضا کمری که مثل دیگر مطالبی که از ایشان
خواندهاید حول محور مسألهی روایت است.
اما بخش قابل توجهی از این شماره به پروندهای برای دهنمکی و فیلم اخراجیهاش اختصاص دارد. پروندهای که «دفاع مقدس زرد» ناماش است و با مصاحبهای زیرخاکی با وی با عنوان «نسل ما قربانياند؛ مثل نسل شما» آغاز میشود و با ۵ یادداشت ادامه مییابد. دو یادداشت به نوعی حامی فیلم و سه یادداشت منتقد آن.
داستان این شماره ناماش «هیچکس» است و به قلم محمود قلیپور نوشته شده.
اما هفتامین پاطوق هابيل به «حوزه و روحانیت» اختصاص یافته است.
هابیل شش در ۹۶صفحه روی دکهها انتظار شما را میکشد. آن را بیابیدش و اگر خواندید نقد و نظراتتان را به ما منتقل کنید.
یاعلی
سپتامبر 25, 2009 at 3:13 ب.ظ
سلام علیکم
بوی یاس
بوی بهشت در هوا پیچیده است
بوی آغوش خدا می آید …
دستان من اما …
روی نخلستان دعا مانده به جا
اینک …
وقت … عید آب و آیینه
عید پرواز پروانه
عید غسل جان از غبار تن
عید باران
گفتم باران .. ؟!!
عید باران بر شما یاران
یا باران خوردگان رحمت دوست مبارک باد
با افتخار شما را لینک کردم به آن امید که مرا هم جزو دوستارانتان پندارید و گهگاهی مرا به یاد بیاورید
که اینجا دلی به یادتان می تپد
منتظرتان هستم – کبلایی
اکتبر 8, 2009 at 11:36 ق.ظ
با عرض سلام و احترام خدمت یگانه سهیلی که ستاره نیست ولی ماه است آن هم چه ماهی…
خدا خیرت دهد به درستی فرمودی درس ولایت مداری را
خدا خیرت دهد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام و درود بر كهكشان درخشندهي علم و آگاهي، پدر فضل و فضيلت، حضرت اباالفضل الدرخشنده عليه التحية و السلام. اول آنكه بنده در آرزوي آن ماندم تا چيزي بنويسم و شما آن را نقد كنيد. خوب و بد، مورد تأييدتان است شيخنا! دوم آن دگر، خوب براي هم پپسي باز ميكنيمها! يادمان باشد؛ زمزم، ذائقهي ايراني، نوشابهي ايراني!
يا علي…
اکتبر 8, 2009 at 1:51 ب.ظ
ممنون که مارو لینک کردی. شفته… خیلی تحویل گرفتی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام شفته خول! خاريييييي؟! لينكت هم ميكنم. شب دراز است و قلندر بيدار.
يا علي…
اکتبر 8, 2009 at 5:18 ب.ظ
سلام
خسته نباشید
وبلاگ جدید من در موضوع ولایت فقیه حدود یک ماه است راه افتاده
لطف کنید دوستان ومنتقدینی که علاقه مند بحث در این مورد هستند رو ارجاع بدهید به وبلاگ .سعی کرده ایم به صورت ریشه ای ومستند وعلمی کار کنیم الان در بحث لغوی ولایت هستیم و در هر زمان سوالات وشبهات ارسال شده در نظرات را هم جواب میدهیم یک سری کتاب در بحث ولایت فقیه هم تدارک دیدیم تا دوستان استفاده بکنند البته اکثرا لینک هستند فکر کنم با کمک دوستان مرجع خوبی برای پاسخگوئی به شبهات وسوالات در باب ولایت فقیه ایجاد بکنیم
قلندری مدیر وبلاگهای سولدوز نیوز وشب تاب
اکتبر 10, 2009 at 11:18 ق.ظ
سلام به هاشمی دیروز و امروز سر بزن
اکتبر 13, 2009 at 8:53 ب.ظ
//www.mohammadi-a.blogfa.com/با سلام این وبلاگ متعلق به یکی از آشنایان من است مطالبش جالب و به روز وبا تحلیلی عالی همسو به خط ولایت نگاشته شده است مطالعه آن حتما مفید خواهد بود حتی شاید دوست داشتید آن را لینک دهید. با تشکر زینب
اکتبر 24, 2009 at 1:26 ب.ظ
سلام
خدا قوت
کارتون حرف نداره
سید
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. بزرگواريد. ممنون.
يا علي…
اکتبر 26, 2009 at 3:58 ب.ظ
ای كاش من هم نوه امام بودم
http://www.suldoz.ir/post-1336.aspx
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. كاري نداره كه. يه كم به ارزشها پشت كن و با دشمننان انقلاب همراه شو و آب به آسياب دشمن بريز و در مواجهه با وهن امام سكوت كن، به اين مهم نائل ميشي!
يا علي…
اکتبر 27, 2009 at 3:53 ب.ظ
سلام آقای کریمی. من خواهر زادهی خلیلم. دوست سُها هم هستم. واقعا لذت بردم. خدا قوت.
یا علی
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام بر مَهدي عزيز بچه محل. چهطوري مؤمن؟ من خيلي شرمنده شدم كه تا الآن توفيق نداشتم رتبهي خوبت رو تو عمران دانشگاه تهران تبريك بگم و همينطور اعتراض خودم رو نسبت به انصرافت از هوا، فضاي شريف كه يه فرصت استثنايي براي آيندهت بود، اعلام كنم! در هر صورت خيلي مخلصتيم. همينطور مخلص دايي خليل. دفتر من ديوار به ديوار دانشگاه تهرانه! فرصت كردي يه تماسي باهام بگير تا در خدمتت باشيم. (شماره رو ميتوني از سُها بگيري)
يا علي…
اکتبر 29, 2009 at 6:51 ب.ظ
سلام آقا سهیل .از مطلب زیباتون لذت بردم .خسته نباشید .آقا سهیل وقت کردی سری به این وبلاگ هم بزنید .ما شما رو از قدیم و ندیم می شناختیم و می شناسیم و خدمتتان ارادت داشتیم .از زمان هفته نامه شلمچه و …. شاید شما ما رو به یاد نیاری ولی ما همیشه به یاد شما هستیم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام برادر. مهم نيست كه شما رو به دليل نديدن مفرط به ياد نيارم، مهم اينه كه هنوز دلامون با همه.
يا علي…
اکتبر 30, 2009 at 1:45 ق.ظ
سلام
سهیل عزیز
از اینکه همچنان ایستاده ایی خوشحالم
در راه حقت مستدام باشی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام حاجي. خيلي مخلصيم. گاه گداري هوس ميكنم بشينم، ولي غيرت نميذاره!
يا علي…
نوامبر 1, 2009 at 1:08 ق.ظ
سلام اخوی پارتیزان گرامی جانا سخن از زبان ما می گویی حرف دل خودمون را خوندیم اینجا .فقط یک نکته درحجت بود که بماند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام حضرت شب، جناب طلبهنت گرامي. ممنون از لطفتون. كاشكي اون يك نكته در حجت رو هم امر ميكردي بزرگوار.
يا علي…
نوامبر 1, 2009 at 1:00 ب.ظ
سلام دلاور
بابا فکر کردیم پارتیزان رو تخته کردی..
انشالله باز هم دست نوشته های ولایت مدارانه حاجی مون برامون سر مشق باشه.
انشالله
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام بر خليل عزيز. ما و تخته؟ پارتيزان و تعطيلي؟ تازه جمعهاي كلي تو گوش مهديتون خوندم كه اونم يه وبلاگ بزنه. (و البته خودشم در صدد بود و بنده شدم كاتاليزور!)
يا علي…
نوامبر 2, 2009 at 2:37 ب.ظ
سلام
مصاحبه خواندنی مخملباف رو تو سال 66 از دست نده
نوامبر 3, 2009 at 11:28 ق.ظ
به نام خدا
سلام آقای سهیل ، ممنون که نوشته منو خوندین
خوب خواستم نوشته های لینکتونو بخونم نظر بدم ، ولی فقط تونستم بخونم و نظر ندم
دغدغه ی من اجتماعی و دغدغه شما شدت سیاسی
قلم شما در نگارش مطالب سیاسی با جبهه گیری های شخصیتون کامل و به امید خدا خیلی خوبه
ولی تنها نکته ی آزاردهندش استفاده کردن بیش از حد واژه های غیر پارسی
دست آخر منی که ادبیاتم با شما تومنی سنار سه شاهی میفرقه و بیشتر تو خیابونم تا تو جاهای غیر واقعی یه نمور از لحاظی دینی و دینی از حرفات گله دارم :
پای آخرالزمان و به فتنه هات نکش ، آقام یا بهتر بگم آقامون و اذیت نده
این آشوب های خیابانی به قول شما فتنه یک موضوع صرفا اجتماعی که دلیل اصلیش خط قرمز و نبود آزادی بیان و کرنر ه .
بازم به من و نوشته هام سر بزم آقای سهیل ،
4کریم
(پاپیتال )
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام جناب پاپيتال. اولا كه شما لطف داريد. ثانيا كاشكي مصداقي ميفرموديد كه از كدوم كلمات غير پارسي زياد استفاده كردم. ثالثا انشاءالله در تابستان و زمستان مثل پاپيتال سبز و خرم باشيد حتا در سايه! رابعا موضوعات و فتنههاي دورهي حضرت امير عليهالسلام هم با نگاه شما يه موضوع صرفا اجتماعي بوده. غير از اينه؟!
يا علي…
نوامبر 3, 2009 at 12:04 ب.ظ
بي بهانه دوست دارم .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام حاجي. خيلي نوكرتم به خدا. و خيلي هم دلم تنگ شده برات. بهونهاي هم پيدا نميشه بيام ببينمت. هر چند كه دلم ميخواد بيبهونه خدمتت برسم.
يا علي…
نوامبر 5, 2009 at 7:49 ب.ظ
سلام
حاجی خانم رجبی وب سایتی چیزی ندارن که بهشون دسترسی داشته باشیم؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. چرا خليل جان. داره. هر دفعه هم فيلتر ميشه. من هم ديگه آخرين آدرسش رو كه فيلتر شده بود تو پيوندهام عوض نكردم.
يا علي…