آن روز در عراق
آن روز كه جمهوري بعث عراق، با شليك مشقي چند گلوله سقوط كرد و به اشغال امپراتوري شيطان در آمد، همه گفتيم كه مردم از ظلم ياغي تكريت جان به لب شده بودند كه از چاله به چاه افتادند.
آن روز كه جنود شيطان همه را از زن و مرد و پير و جوان در سرزمين خودشان به بند كشيدند و آب از آب تكان نخورد و دجله و فرات هم مسير چند هزار سالهشان را، همچنان طي كردند، همه گفتيم «عزت اين مردم از جمل و صفين و نهروان زخمي شده و در عاشورا به هلاكت رسيده بود.»
آن روز كه ژنرال «جيمز متيس»، فرماندهي تفنگداران دريايي در كانتيكوي ويرجينيا با بيشرمي تمام گفت: «شليك به برخي افراد، جالب و سرگرم كننده است.» همه در بهت طرح «كوپر گرين» دونالد رامسفلد در گوآنتانامو بوديم و حق جماعت عراقي ميدانستيم كه در كمپ ابوغريب آنان را لخت كرده و الكتريكيشان كنند و در كمپ مطار، سلاح ناقابل تيزر، برق پنجاه هزار ولت از خود ساطع كند و تمام مويرگهاي زير پوست در بند كشيدهگان را از هم بدرد و در كمپ بوكاي امالقصر با سگهاي دستآموز، لت و پارشان كنند.
آن روز كه تصاوير تجاوز جنسي سربازان يو.اس.آرمي و يو.اس.مارينس و كارمندان شركت بلاك واتر، به زنان و دختران مسلمان عراقي، تمام دنيا را در نورديد و همه ديدند كه چهگونه چادر عربي زن مسلمان بر زمين پهن است و … و باز گفتيم كه اينان رگ غيرتشان از دورهي خلافت امويان و عباسيان خشك شده است.
آن روز كه توافقنامهي امنيتي مطرح شد و تلويحا و به اجبار، مقبول دولتمردان امروز و انقلابيون ديروز عراق واقع شد، همه گفتيم ذلتپذيري مرام اين قوم است و سكوت علمايشان هم از روي مصلحت.
و اما…
آن روز و آن شب كه آن خبرنگار شبكهي البغداديهي عراق كه چيزي در دست نداشت جز قلم يا دوربين و ديگر هيچ، و بر ظلم طاغيان و جور باغيان سكوت نكرد و سفياني انگلوساكسون تيره و شيطان مجسم را با لنگهي كفش خود رمي كرد و نواخت و نيكوترين بدرقه را در شأن شيطان آفريد، بر خود شك نكردم كه…
… كه هنوز نقطهي اميدي هست. و فاصلهاي نيست با آن روز كه گردن سفياني در باب ايلياي فلسطين و گردن ابليس هم در كرانهي درياچهي بحرالميت با تيغ تيز ظلم ستيزي نواخته شود و بيعت عالميان هم در سواحل درياچهي طبريه داد را جهانگير كند، يعني كمي بالاتر از غزه و اريحا و رفح.
انشاءالله.

دسامبر 21, 2008 at 1:49 ق.ظ
برای دوستانی که از این سلاح تیزر اطلاعی ندارند، عرض کنم که این وسیله، با ایجاد شوک الکتریکی شدید به انسان، سبب از کار افتادن موقتی عضلانی – عصبی او میگردد.
این را ببینید: (متأسفانه منبع فارسی مناسبی دم دست نبود)
http://en.wikipedia.org/wiki/Taser
مهم نیست چقدر انسان تحمل درد داشته باشد؛ این سلاح به هر حال زمینگیرش خواهد کرد. موارد متعددی از مرگ به دلیل استفاده از این وسیله -که معمولاً توسط پلیس به عنوان یک سلاح غیرمرگبار به کار میرود- کم نیست. یکی از گزارشها، تعداد مرگهای حاصل از آن، بین سال 2002 و 2007 (یعنی 5 سال) درآمریکا را حدود 250 مورد ذکر کرده است.
http://en.wikipedia.org/wiki/Taser_safety_issues
با دانشجوی آمریکایی منتقد اینگونه برخورد میشود:
http://alef.ir//content/view/15084
http://youtube.com/watch?v=r7Qef8oPmag
وای به حال بقیه.
این وسیله ابداع یک محقق ناساست. به یاد حرف شهید آوینی میافتم که گفته بود:
«بیش از بیست سال از آن روزها میگذرد و سالهاست که مسابقه فضایی آمریکا و شوروی نیز به پایان رسیده، گذشته از آنکه دیگر از امپراتوری شوروی نیز اثری در میان نیست. اگر در آن سالها که هنوز این عصر را «عصر فضا» مینامیدند کسی از این سخنان بر زبان میآورد، چندان شگفتآور نبود که امروز، یعنی روزگاری که آمریکا –و به تبع آن تمدن غرب– در اندیشه سرابی از یک نظم نوین جهانی است که خود را از فروپاشی حفظ کند. «ناسا» اکنون دیگر در اندیشه سفر به کرات نزدیک زمین نیست، چرا که اصلاً مسئله «بود و نبود آمریکا» در میان آمده است. روزگار اقتدار آمریکا سپری شده و این گرگ پیر، همان طور که نوآم چامسکی میگوید، دیگر تنها به کسانی حملهور میشود که نتوانند با او بجنگند. «ناسا» دیگر در اندیشه سفر به کرات دیگر نیست، که اکنون ضرورت دستیابی به تسلیحاتی فضایی که بتوانند قدرت جهانی آمریکا را حفظ کنند بر هر ضرورت دیگر سایه انداخته است».
http://www.aviny.com/article/aviny/Chapters/ZabanVaFaza.aspx
چقدر این مقاله سید مرتضی تازگی دارد… این بار حتی بحث سلاح فضایی نیست. باید سلاح ضد شورش ساخته شود. آیا قضیه از این هم فراتر (فروتر) خواهد رفت؟
______________________________________
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام و ممنون اي غريب آشنا! هم از كامنت تخصصيت و هم از لينكهاي راهنمات. جسارتا بنده چند سال گذشته شاهد چندين مورد استفاده از اين تيزر بودم. يعني به جرأت ميتونم بگم هر دو سه روز يه بار. يه رفيق شيعهاي هم ما داشتيم به اسم سيد حسن كه بچهي بغداد بود و چهقدر هم جسور بود و شجاع و ظلمناپذير. بر و بچههاي آمريكايي كه هر چند روز يه بار يكي رو مثل گلادياتور انتخاب ميكردند تا هم خودشون حظ ببرند و هم از چشمان ما زهر بگيرند، تو يكي از شبهاي داغ بغداد كه من و سيد حسن بيخوابي به سرمون زده بود و فارسي و عربي برا هم بلغور ميكرديم، صحبت شبونهي ما رو بهونه كردند و سيد حسن رو به بيرون از كمپ كشيدند. سيد در مقابل خشونت اونها براي بستن دستهاش مقاومت كرد. چهار تا جوونمرد آمريكايي(!) رو سر سيد ريختند، تيزر رو به بيضههاي اون چسبوندن و تا ميتونستند رو ماشش چكوندن. صداي «دخيلي يا الله»، «دخيلي يا عباس» سيد حسن تموم اردوگاه رو به هم پيچوند. چند دقيقهي بعد هم پيكر نيمهجون سيد رو مثل گوزنهاي شكار شده كه به يه كُنده ميبندند و رو دوش ميذارند، براي درس گرفتن ماها تو اردوگاه چرخوندند. دو روز بعد وقتي سيد با حال زار وارد كمپ شد و كنار من پتوش رو پهن كرديم تا استراحت كنه، جايي از بدنش سالم نمونده بود. تمام مويرگهاي زير پوست سيد حسن پاره شده بود و خونمردهگي بدن سيد رو كبود كبود كرده بود. اين همون دموكراسي آمريكايي بود. حالا بايد گفت: «شكراً جزيلا»!
يا علي…
دسامبر 23, 2008 at 9:07 ب.ظ
درود
نفست گرم، قلمت پر جوهر ، قدمت استوار پارتیزان!
_________________________________
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. دمت حق، جوهر و خميرمايهت همچنان پاك، استواريت پايدار و تكليفت مثل همهي شيعيان واقعي، روشن.
و باز هم به قول درويش مصطفاي «من او» يا علي مددي…
دسامبر 27, 2008 at 2:33 ق.ظ
سلام.
از آخرین باری که کامنت گذاشتین برام، 3تا مطلب جدید گذاشتم. لطفن اگه حال و حوصله داشتید و خوندید(که سومی شو مطمئنم باب میل تونه) ایراداتمو بنویسید تا من بچه مدرسه ای بعد از نوشتن تکلیفای زیاد یه پارتیزان بشم!
_____________________________________________
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام دلاور. انشاءالله كه حوصله كنم و خدمت برسم. منتها خود شما استاديد و پارتيزان جماعت اگه خيلي همت كنه، ته تهش تازه ميرسه به مرحلهي درويشي.
يا علي مددي…
دسامبر 27, 2008 at 9:15 ق.ظ
خط مقدم آتش ابلیس؟؟؟
دسامبر 27, 2008 at 7:41 ب.ظ
حاجی جون آدرس hajifolani.blogfa.com رو توی آدرس بار اکسپلورر بنداز تا باز بشه …. ok ؟؟
دسامبر 29, 2008 at 12:43 ق.ظ
لطفا كساني كه ادعا مي كنند نسبت صهيونيست ها به مردم غزه مثل نسبت ظالم به مظلوم است … براي من توضيح دهند مگرنسبت ما به مردم غزه چيز ديگري ست؟؟؟
__________________________________________
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام. نه!
ژانویه 3, 2009 at 1:54 ق.ظ
ُلام آقا سهیل
ما غیبتتون رو کردیم…
گفتیم اینکه دو هفته تعطیله کلاسا یعنی…
احتمالا رفتید غزه…
البته زیاد هم غیبت نبود
اصلن غیبت بود…
حیف بشیر نیست یه دو تا شات شات کنه
البته از حرم امیرالمومنین
تماس گرفت
یا علی
ژانویه 4, 2009 at 11:51 ق.ظ
باسلام
اولين لينك باكس خبری سايت سولدوز در حمايت از دولت اسلامی راه اندازی شد.
در اين لينك باكس حاميان دولت ومردم با استعانت خدا به دفاع از عملكرد اصولی دولت ميپردازند
پيشاپيش از حضور شما در اين بزم خرسند ميشويم
شما با قرار دادن كد لينك باكس در وبلاگتان وارسال لينك خود به ياران دولت اسلامی ميپيونديد
آدرس لينك باكس
http://suldoz.mihanblog.com
—————————————
نكته!در باب دعوای نمايندگان وفرصت طلبی چند جوجه گروه !
http://suldoz.ir/post-820.aspx
——————————————
خاتمی مياد ،نمياد ، نرم نازك چست چابك!
http://suldoz.blogfa.com/post-823.aspx
ژانویه 5, 2009 at 4:02 ب.ظ
سلام
در غزه تمامي اسلام با تمامي کفر درگير است. نه بوش مسيحي است، نه اولمرت يهودي است و نه حسني مبارک و ملک عبدالله مسلمان هستند. جنگ احزاب است ، همه کفر به جنگ همه اسلام آمده است. جنگ تحميلي هم جنگ احزاب بود. جنگ 33 روزه هم و اکنون نبرد غزه. به قول حضرت امام(ره) با احياي دوباره اسلام ناب محمدي(ص) ، شيطان بزرگ نعره کشيده و همه شيطان هاي ريز و درشت را فراخوان داده است.
ژانویه 10, 2009 at 5:05 ب.ظ
جنایات آمریکا درژاپن و ویتنام و ایران و لفغانستان و عراق و کل دنیا
جنایات انگلیسیها و استعمار جهان سوم
جنایان سایر استعمارگران
جنایات روسیه در ایران و افغانستان و چچن و …
جنایات صربها در بوسنی
جنایات عراق در ایران و کردستان و کویت و…
جنایات ایران در کردستان و اذربایجان
جنایات کردها در مناطق ترک نشین ایران
جنایات ارمنستان ر قره باغ آذربایجان
و سایر جنایتهای حکومتها در تمام دنیا
آیا همه حکومتها فاسد نیستند؟؟
ژانویه 11, 2009 at 6:45 ب.ظ
سلام حاجي خدايي بعضي مواقع بهت شك ميكنمها؟ به جون همتي كه نميخوام سر به تنش باشه كلي دعات ميكنم ! به بچه ها سلام برسون. خدا پشت و پناهت باشه درويش ؟!
ژانویه 12, 2009 at 1:19 ق.ظ
سلام برادر
حال شما طوره اخوی؟؟؟
ما همیشه دعا گو هستیم
یا علی مدد
ژانویه 14, 2009 at 3:23 ب.ظ
بسم الله النور…
السلام علیکم…
سر به داران یادتونه حاجی…سیدم سید…ما شاء الله گوشیم که خوب جواب میدید…!!!
لینک کنید حاجی…
http://www.smelg14la.parsiblog.com
یا حق با حق تا حق…
ژانویه 14, 2009 at 3:49 ب.ظ
بابا ، آقا سهیل ،
رفیق قدیمی بابا پارسال دوست امسال آشنا…
مستندای قشنگتو می بینیم…
کمرنگ شدی برادر….
ببینیمت ، دلتنگتونیم.
ژانویه 15, 2009 at 7:26 ق.ظ
سلام آقا سهیل
لطفا به عنوان اولین مهمان از چهار دیواری ما دیدن فرمائید.
http://www.Hesarzirak.com
ژانویه 17, 2009 at 5:52 ب.ظ
سلام علیکم
کجایی برادر؟
دیریست که نمی بینیم دیدگاه ها به ثبت برسند!!!
و چندیست که ورود به دنیای مجازی نمی کنید؟
“به به از الفاظ غربی استفاده نشد در این میان بهتر است این دیدگاه بعنوان دیدگاه برتر فرهنگی سال انتخاب شود و چندین سکه پوشالی به ما تعلق گیرد تا از دست این دانشگاه آزاد رها شویم”
فدوی:الحقیر حسین بن علی مرصادی
یا علی مدد
ژانویه 18, 2009 at 6:42 ب.ظ
سهیل جون ما رو کشتی داداش … پس کی این مصاحبه رو میذاری؟
http://chaei.blogfa.com/post-64.aspx
ژانویه 18, 2009 at 7:04 ب.ظ
سلام
حاجی میخوام اگه خدا بخواد wordpress ی بشم.
مهدی قربانی خیلی مخمو زده.
انشالله
یا علی
ژانویه 20, 2009 at 1:42 ق.ظ
سلام
خدا قوت
خوشحالم که هنوز علم از دستت نیافتاده
در راه حق پیروز باشی
ژانویه 21, 2009 at 3:23 ق.ظ
خدايا…
پروردگارا…کمکم کن، کمکم کن که بتوانم پنچره ي دلم را رو
به حقيقت بگشايم…
خدايا…
ياريم کن که مرغ خسته دلم راکه ديري است دراين قفس زنداني است، درآسمان آبي عشق تو پرواز دهم…
خدايا..
پروردگارا…ياريم کن که شوق پروازراهميشه درخود زنده نگه دارم …..
خدايا…
توخود مي داني که بدترين درد براي يک انسان دورماندن ازحقيقت خويشتن
و رها شدن درگرداب فراموشي وسر درگمي است…
پس تواي کردگار بي همتا مرا ياري کن که به حقيقت انسان بودن پي ببرم
تابتوانم روز به روز به تو که سر چشمه تمام حقيقت هايي نزديک ونزديکتر شوم….
خدايا، مرا فرصتي ده تاپاک بودن راتجربه کنم وبتوانم حتي براي يک لحظه
آنچه باشم که تومي خواهي.
******************************
الهي شهيد شي
ژانویه 25, 2009 at 1:00 ب.ظ
فاصلهي ميان بودن و دريافتن، روايت است؛ آن چه روايت نميشود انگار نيست. روايت شفاهي ميگويد و ميگذرد؛ روايت مكتوب ميايستد و مينويسد؛ و ميسپارد به دست آيندهها.
گام اول روايت مكتوب، ثبت است؛ دوم، تدوين و آن گاه نشر. حال بر آنيم تا در فصل اول دورهي خاطرهنويسي مقاومت، ثبت خاطرات انقلاب و جنگ را بياموزيم.
نيمهي دوم بهمن ميآغازيم؛ از نيمهي دوم اسفند تجربه خواهيم كرد؛ و بهار آغاز فصل دوم كار ما است؛ ان شاء الله.
اگر ميخواهيد مقاومت را به نوشتن روايت كنيد، با ما همراه شويد …
ثبت نام
ژانویه 30, 2009 at 11:25 ق.ظ
سلام علیکم
میگم شما مسنجر ندارید؟
ما رو ادد کنید ، به روز شدن رو خبرمون کنید
بی صبرانه منتظر این مصاحبتون هستیم .
یا علی
ژانویه 31, 2009 at 5:40 ق.ظ
وبلاگتان را خواندم.آن چه مرا به وجد می آورد پاسخ مدیر وبلاگ به تک تک کامنت ها و بیشتر از آن بی طرفی در بیان حقایق است.خصوصیتی که کمتر نویسنده ی فعالی که من میشناسم از آن بهره میبرد. توفیق روز افزونتان را از درگاه حق تعالی خواستارم.من الله توفیق
ژانویه 31, 2009 at 7:07 ق.ظ
سلام
ما به خدا و فرشتگان و كتابها و رسولان او و آنچه كه از جانب او آمده است و راويان مورد اعتماد، از پيامبر (ص) نقل كردهاند، اقرار مىكنيم، و چيزى از آن را رد نمىكنيم
بنا به ضرورت ونیاز عده ای از دوستان محترم از این پس احادیث مورد درخواست دوستان در وبلاگ کربلایی۱۱۰ درج خواهد شد .لطفا احادیث مورد نظر خود را در موضوعی مشخص اعلام فرمایید تا در اسرع وقت تقدیمتان گردد.
التماس دعا[گل][گل][گل]
فوریه 3, 2009 at 5:53 ب.ظ
سلام حاج آقا
بي صبرانه منتظر خوندنش هستم
فوریه 4, 2009 at 11:13 ب.ظ
سلام
اميدوارم فرصت كنيد و اين مناظره را تا انتها مطالعه بفرماييد
هرچند شايد برايتان تكراري باشد اما خواندن اين مطلب بسيار مفيد است براي آنان كه اهل مباحثه هستند
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
شروع مناظره
حافظ: اجازه بحث می فرمایید؟
واعظ: به یک شرط؛ لطفا منطقی و بدون تعصب و برای حل شبهات باشد.
حافظ: من هم یک شرط دارم؛ در گفتگو تنها از دلایل قرآنی استفاده کنیم.
واعظ: این شرط عاقلانه و عالمانه نیست؛ زیرا قرآن کتابی است مختصر و کلی که معانی آن احتیاج به بیان کننده ای دارد و ما ناچاریم درباره کلیات مبهم آن به اخبار و احادیث معتبر، مراجعه کنیم.
حافظ: قبول، به شرطی که به احادیث و اخبار مورد اتفاق مراجعه کنیم و عصبانی نشویم.
واعظ: قبول و در ضمن از اهل علم شایسته نیست که عصبانی شوند، به خصوص بنده که از فرزندان پیامبرم و پیامبر صلی الله علیه واله صاحب خلق عظیم بود…
ادامه در وبلاگ كربلايي110
موفق وكربلايي باشيد
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
فوریه 5, 2009 at 1:44 ق.ظ
سلام
بالاخره سرانجام کقش پران چه شد هنوز در زندانه؟
سری هم به ما بزنید؟
التماس دعا
فوریه 5, 2009 at 5:57 ب.ظ
سلام و درود خداوند بر مجاهدان را حق و حقيقت
فوریه 6, 2009 at 12:30 ق.ظ
باسلام – مقاله انقلاب اسلامی و غرب ، تضاد در ماهیت را در وبلاگ سياست روز مطالعه كنيد -باتشكر
فوریه 6, 2009 at 9:58 ق.ظ
بنا م خدایی که آرام دهنده دلهاست
با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز
در ادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها ، که هر هفته به طور منظم برگزار می شود .
در این هفته به بررسی و نقد وبلاگ ازگور برگشته پرداخته می شود .
لذا بدينوسيله از جنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد .
پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدر داني مي شود
وعده ديدار ما : يکشنبه 20 بهمن 87 ساعت 17 الی 19
نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) – خيابان ۲۱ – بوستان شفق – فرهنگسراي دانشجو – سراي کتاب[گل]
فوریه 9, 2009 at 9:06 ق.ظ
پارتیزان جان،اخوی، برادر!
فی الواقع این کامنتمان ربطی به مطلب ندارد اما عرض شود که ما مخلص تمام بچه های جنگیم و خدا وکیلی باید قدرشان را بدانیم.
موفق باشید.
فوریه 9, 2009 at 10:00 ب.ظ
پت و دمپایی تکذیب می کنند هر نظری را که این ور اون ور می گذارند به نام شون البته با فونت انگلیسی!
فوریه 10, 2009 at 2:09 ق.ظ
سلام دوست عزیز
با – لازمه يوزارسيف بودن خوشكلي نيست! -
بروزم خوشحال ميشم افتخار ميزباني داشته باشم.درود
فوریه 15, 2009 at 1:21 ب.ظ
از سر دوستی و دلتنگی.
فوریه 20, 2009 at 5:00 ب.ظ
گروه فرهنگی شبکه ایران
فوریه 23, 2009 at 3:20 ب.ظ
چطوری مرتیکه؟؟؟ D:
فوریه 25, 2009 at 9:46 ق.ظ
بنام حضرت دوست
سالگرد رحلت رحمة للعالمین ، حضرت ختمی مرتبت ، رسول مکرّم اسلام (ص) و شهادت سبط اکبرش کریم اهل البیت حضرت امام حسن مجتبی (ع) و نیز شهادت ثامن الحجج آقا علی ابن موسی الرّضا (ع) را به وجود نازنین آقا و مولایمان حضرت حجة ابن الحسن القائم المنتظر و همه ی مسلمین و شیعیان جهان تسلیت عرض میکنم.
فوریه 25, 2009 at 1:51 ب.ظ
هفتامين هابيل آمد؛ بالاخره!
چنانچه لابد تا حالا باخبر شدهايد، بعد از يك دورهي نسبتاً طولاني غيبت «هابيل» روي دكههاي مطبوعات، بالاخره چشممان به جمال شمارهي 7 روشن شد!
اما آنچه در اين شماره ميخوانيد:
سرمقاله يا همآن «حرفهايي براي نشنيدن» ديگر با عبور از موضوع دفاعمقدس دولتي و مردمي، اين شماره به سراغ مبحث آرمانشهر و آرمانشهرگرايي رفته است. موضوعي كه احتمالا قرار است چند شمارهاي ادامه يابد. عنوان سرمقالهي اين شماره اين است: «شهر، آرمان ندارد؛ مجمعالجزايري پراكنده در دفاع از واقعبيني».
در بخش مقالات اين شماره دو مقاله با عنوانهاي «گفتمان قرباني» به قلم سيدعلي كشفي و «كدام شعر؟ كدام تعهد؟» به قلم كاظم رستمي ميخوانيد.
اما بخش قابل توجهي از اين شماره اختصاص يافته به پروندهاي براي رضا اميرخاني. اين پرونده البته قرار بود مفصلتر باشد و مستقل؛ كه نشد. اولين بخش پرونده گپ و گفت مفصل زهير توكلي است با رضا اميرخاني دربارهي آثار او و ادبيات جنگ و انقلاب اسلامي با عنوان «من عميقاً يك آنارشيستم» كه الحق خواندني است و جذاب. علاوه بر يادداشت اميرخاني، در اين پرونده چهار يادداشت ديگر هم با موضوع نقد و بررسي آثار اميرخاني ميخوانيد.
ششامين پاطوق هابيل «دانشگاه و دانشجو» نام دارد.
هفتامين هابيل در 84 صفحه و با قيمت هزار تومان منتشر شده است.
روي دكههاي مطبوعاتي آن را بيابيد!
و چه قدر خوب كه اگر يافتيد و خوانديد نظراتتان را هماينجا برايمان بنويسيد.
منتظريم.
مارس 12, 2009 at 4:02 ب.ظ
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
خلقت همة عالم به برکت وجود رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلّم)
ابن عبّاس از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلّم) نقل میکند که:
خداوند به حضرت عیسی وحی فرستاد :
ای عیسی! به محمّد ایمان بیاور !
وبه همة کسانی از اُمّت تو که او را ادراک میکنند امر کن که به او ایمان بیاورند ؛
زیرا اگر محمّد نبود ، من آدم را نمی آفریدم !
واگر محمّد نبود ، من بهشت و دوزخ را نمی آفریدم !
و تحقیقاً که من عرش و تخت سلطنت خود را بر روی آب آفریدم؛
آب مضطرب و متحرّک شد ؛
و چون بر روی آن نوشتم: لا اِلهَ اِلا الله ، مُحمّدٌ رَسُولُ الله آرام گرفت
و از حرکت ایستاد .
الغدیر ج 5 ص434
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
مارس 19, 2009 at 7:11 ق.ظ
سلام اگر دوست داشتی به وبلاگ من یک سر زن و باز هم اگر دوست داشتی لینک کن.
مارس 21, 2009 at 7:43 ق.ظ
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
سال نو مبارك(سال اصلاح الگوي مصرف)
نوروز رستاخيز خاك است و عيد صيام، رستاخيز جان
و انسان روح كبريايی است كه در خاك فقر دميدهاند.
با نوروز جسم جهان تازه میشود و با صوم، جهان جان، كه انسان است.
جسم و جان اگرچه تعارض ذاتی ندارد، اما در اين جهان از هم انتزاع گرفتهاند،
چنانكه جمال و كمال نيز چنينند،
نادر است آنكه زيبائی صورت با زيبائی سيرت جمع شود.
آنجا كه آن يكی هست، اين يكی نيست.
خاك محتاج زمستان است تا پذيرای بهار شود،
و جان محتاج صوم است تا روح به ابتذال ربيع واصل شود.
تا خورشيد عشق از افق جان طلوع كند،
و نسيم لطف بورزد و درخت دل به شكوفه بنشيند،
و اين بهار درون است.(شهيد آويني)
[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]
سال نو مبارك(سال اصلاح الگوي مصرف)
موفق وكربلايي باشيد[گل]
مارس 22, 2009 at 1:44 ب.ظ
گلها همه به اذن تو برخواسته اند…
از بهر ظهور تو خود آراسته اند…
مردم همه در لحظه تحويل …
بي شک اول فرج تو از خدا خواسته اند …
فرا رسيدن سال نو مبارک
(^_^)
آوریل 8, 2009 at 11:05 ب.ظ
سلام
تو مدینه الرسول برات آرزوی استواری در راه حقی که در پیش داری دارم
آوریل 9, 2009 at 6:51 ب.ظ
سلام.
آقاي كريمي شما رو فرزند جلال بارنامه ( مريوان ) معرفي كردن . شماره تلفن شما رو هم دادند . اما منتظر اجازه خودتون هستم . تا باهاتون صحبت كنم .
يا علي
آوریل 11, 2009 at 1:36 ق.ظ
سلام ودورد
جملات آقا درباره دکتر احمدی نژاد و خدمات بی نظیرش(به تعبیر آقا) را در وبلاگم آورده ام.
البته جملات را که بیش از این است، اگر برخی بگذارند چاپ خواهیم کرد. که تا کنون نگذاشته اند… چاپ جملات آقا هم ممنوع چون پای احمدی نژاد در میان است…!!
جملات بسیار زیادی که از چشم بسیاری از دوستان من و تو دور مانده است… بله واقعا دور مانده است و در این چند سال دکتر از ناحیه … و… و… هم که انتظارش را نداشتیم… به بهانه حمایت از آقا…!!!!
حداقل تا کنون که ندیده اند، یا دیده اند و فراموش کرده اند… نمی دانم…
شاید با تکرارش در وبلاگ هامان و یا هر روشی بتوانیم این مطالب مهم را به گوش این دوستان برسانیم.موفق باشی.
آوریل 18, 2009 at 3:16 ب.ظ
آقا سهيل عزيز سلام. خيلي وقته نديدمت.
فرصت بشه همين روزها سري بهت ميزنم. به اميد ديدار.
در پناه حق
يا علي مدد
آوریل 24, 2009 at 9:10 ب.ظ
سلام
واقعآ بنظر شما کشتن شاپور بختیار لازم بود و تاثیری در سرنوشت مملکت داشت؟
در مورد عراق و سرنوشت مردمش باید بگم متاسفانه غیرتشون همینقدره .
مطمئن باش بچه سوسول ترین جوون ما هم چنین چیزهایی رو نمیتونه تحمل کنه .
آوریل 29, 2009 at 8:19 ب.ظ
سلام- قصد عرض ادب بود به ساحت حاج سهیل کریمی عزیز. 5ساعت بیشتر ندیدیمت ولی عجیب مخ مارو زدی. میخوامت
می 20, 2009 at 2:48 ب.ظ
کوشید شما ؟!؟!؟
می 22, 2009 at 12:32 ب.ظ
به نام خدایی که آرام دهنده دلهاست
با سلام وعرض احترام خدمت شما دوست عزیز
درادامه سلسله جلسات نقد وبلاگها، که هرهفته به طور منظم برگزارمی شود، در این هفته به بررسی ونقد سجاده ای پر از یاس http://whiterose.parsiblog.com
لذا بدينوسيله ازجنابعالي جهت شرکت در اين جلسه دعوت بعمل مي آيد.
پيشاپيش ازحضور گرم و صميمي شما تشكر و قدرداني مي شود.
عده دیدارما : یکشنبه 3 خرداد ماه 88 از ساعت 17 الی 19
نشانی: خيابان سيد جمال الدين اسد آبادي ( يوسف آباد ) – خيابان 21 – بوستان شفق – فرهنگسراي دانشجو – سراي کتاب
می 26, 2009 at 12:10 ب.ظ
اقا ممد داشتم سرود ممد نبودي را گوش ميكردم گفتم درد دلي باهات بكنم ميدوني وقتي كه اين سرود را گوش ميدم دلم خيلي ميگيره چون ميگن ممد نبودي ببيني شهر ازاد گشته راستي تو نبودي ؟ نه تو بودي و ديدي كه شهر چطور سوخت بودي و نظاره گر مخلص ترين ياران روح اله بودي
ژوئن 6, 2009 at 2:35 ب.ظ
گرد همايي بزرگ حاميان دکتر احمدي نژاد دوشتبه 18 خرداد ساعت 16 مصلاي بزرگ امام خميني تهران
آگوست 3, 2009 at 11:34 ب.ظ
ظاهرا توی جمجمه شما به جای مغز ، مدفوع حیوان جاسازی کرده اند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلام عليكم. دعا كن خدا عاقبت به خيرمون كنه بزرگوار. حالا هر چي كه تو مغزمون جاسازي شده باشه.
يا علي…
اکتبر 19, 2009 at 6:09 ب.ظ
درود
انيس نقاش يك جنايتكار [...] بيشتر نيست.
به اميد روزي كه طاعون تروريسم از ريشه قطع گردد و تروريست هايي چون انيس نقاش و اربابان شان به سزاي اعمال خود برسند كه سزاي آنان نيز چيزي جز مرگ نيست.
پاينده ايران
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ مدير پارتيزان:
سلامعليكم. اولا كه؛ عاقلان دانند. ثانيا، حضرت ايران پرست! شما از همين حالا، كارتون رو با ترور شخصيت شروع كرديد، واي به اون روز كه از شير بگيرنتون! ثالثا، با اُلدوروم بُلدوروم، نميتونيد ديگران رو بكُشيد، مرد و مردونه با اسم و نشون بيايد تو ميدون.
پايدار و سربلند باشد ايران اسلامي.
يا علي…