برنده‌ي جنگ زرگري …!

دعواها، يارگيري‌ها و عده‌‌كشي‌هاي گروه‌هاي موسوم به دوم‌خردادي، كمي پيش از انتخابات مجلس هشتم شروع شده و با نزديكي به انتخابات رياست جمهوري، سرعت و شتاب چند برابر يافته است. خيلي‌ها معتقدند عامل اصلي انشقاق در اين گروه، شيخ اصلاحات، مهدي كروبي بوده است و عده‌اي هم آن را محصول تكامل عقلي و رشد سياسي و اجتماعي جبهه‌ي اصلاحات دانسته و الباقي هم به نيات ناخالص قائلان اصلاحات در دست‌يابي به قدرت سياسي و اقتصادي اشاره كرده و شقه‌شقه شدن اين جبهه را نتيجه‌ي بر ملا شدن اين نيت‌ها و پديدار شدن آب براي اين شناگران ماهر مي‌دانند!

در هر صورت و به هر شكل، اين دعواها و بگو مگوها، هم‌چنان و تا به امروز ادامه داشته و هر روز هم شكل جديدي به خود مي‌گيرد كه همين هم تيتر و سوتيتر و متني است براي رسانه‌هاي ديداري، شنيداري و نوشتاري اين‌وري و آن‌وري. نگاهي گذرا به سرتيترهاي روزنامه‌ها و ديگر نشريات روي پيش‌خوان دكه‌هاي مطبوعاتي و سرمقاله‌هاي صاحب‌نظران جناح‌هاي سياسي، خود، گوياترين مثال اين رويه است. صبح موضوع ائتلاف گروه‌هاي دوم خردادي مطرح مي‌شود. غروب همان روز و پيش از آن‌كه موضع صبح، فرصت درج در جرايد را بيابد، مسأله‌ي اختلاف ديدگاه در انتخاب اصلح اصلاحات پيش كشيده مي‌شود. همان شب قضيه‌ي راي‌زني ريش سفيدان اصلاحات در پاي‌گاه‌هاي اينترنتي پيش‌نهاد مي‌گردد و باز صبح روز بعد هر كدام از طيف‌هاي چندگانه‌ي دوم خردادي، از تصميم خود براي معرفي كانديداي مورد نظر خود و وجوب اين تصميم سخن مي‌رانند.

اين‌كه سيد محمد خاتمي پرچم‌دار اصلاحات است و يا مهدي كروبي شيخ آن و اين‌كه عبدااله نوري از شانس بيش‌تري براي جذب اقبال عمومي برخوردار است و يا حسن روحاني مرضي‌الطرفين جناحين اصلي نظام، بيش‌تر در حد شوت كردن توپ خبرسازي و جوآفريني دوم خردادي‌ها به زمين اصول‌گرايان است تا هم قدرت تحليل آن‌ها از شرايط سنجيده شود و هم اين‌كه نگاه‌ها به جاي معطوف شدن روي اصل موضوع، درگير تعبيرها و تفسيرهاي كوته‌نظرانه‌ي اين جنگ زرگري باشد. اين‌كه جماعت به اصطلاح اصول‌گرا از اين دعواها خوش‌خوشان‌شان شود جاي نگراني ندارد، ولي سرسري پرداختن به اين مقوله و دست كم گرفتن شگردهاي رقيب در بازي كسب قدرت سياسي آن هم با حيله و ني‌رنگ و بازي دادن افكار عمومي و بازي خوردن آناني كه به مناصب سياسي تنها به عنوان وسيله‌اي براي رسيدن به آرمان‌هاي انقلاب نگاه مي‌كنند، كمي بچه‌گانه به نظر مي‌رسد.

هنوز يادمان نرفته در ايام منتهي به انتخابات مجلس جاري، بحثي در محافل خصوصي درگرفته بود از غائله‌ي هجو سيد حسن خميني. يكي فيلتر شد، بعدي دست‌گير شد، آن ديگري سكته كرد و … و چيزي كه در اين بين از پرداختن بيش‌تر مغفول ماند، اصل موضوع جنالي شدن آن غائله بود كه همان بر ملا شدن جلسه‌ي بعضي‌ها! براي تست زدن موضوع شورايي شدن سمت ره‌بري نظام و سپردن رياست اين شورا به شخصيت موجهي چون حسن خميني بود. موضوعي كه شايد خود سيد حسن خميني هم چيز زيادي از آن نمي‌دانست. و آن روز چون آن تست زدن بر ملا شد، آن‌گونه با بازتاب احتمالي‌ش برخورد كردند و امروز كه بحث رياست جمهوري در پيش است، بيش‌تر با سياست گول ماليدن سر رقيب و عموم مردم كار را جلو مي‌برند تا چنان‌چه مانند پاييز سال 1375 يكي مثل خاتمي را از چنته‌ي خود بيرون كشيدند و بر موج خوش‌تيپي و سيادت و خوش‌نام بودن‌ش سوار شدند، حالا هم در محافل خبري بشنويم كه فيلم و زينگ‌هاي پوسترها و تراكت‌هاي تبليغاتي كانديداتوري سيد حسن خميني براي انتخابات رياست جمهوري دهم در دفتر يكي از احزاب تندروي دوم خردادي ديده شده است…

تحليل اين خبر و چه‌گونه‌گي صحت و سقم آن هم بر عهده‌ي اهل نظر!