در جمعهي حماسي ديگر خرداد ماه (كه كثرت حماسههاي اين ماه، قرنها پيش، توسط ابوريحان بيروني و با علم ستارهشناسي پيشگويي شده بود) بار ديگر بغض علي شكست، شعلههايش از دل زبانه كشيد(1) و اينبار پيش از فرونشستن، بيعتشكنان دنياپرست(2)، چموشان دينگريز(3) و دينستيزان باطلمدار(4) را با امواج توفندهي خلق حقشناس، بر زمين كوبيد.
يك هفته پس از حماسهي بينظير انقلاب سوم در جمهوري دهم امت مسلمان ايران، رهبري معظم با اعلام قبلي در نماز آدينهي تهران حاضر شد و گفت هر آنچه را كه سالها مردم ولايتمدار، منتظر شنيدنش بودند. از چند روز پيش كه حضور ايشان در نماز جمعه اعلام شد، همهگان ميدانستند كه اين نماز با ديگر نمازها متفاوت است و بالتبع خُطَب آن نيز با ديگر خطبهها توفير خواهد داشت و از همينرو هر كس كه توان آمدن به محل به پا داشتن اين فريضهي عبادي_سياسي را داشت، با پاي دل آمد و شد آنچه كه دنيا ديد و شنيد.
خطبهي دوم اين نماز از چندين جهت قابل پرداختن است كه باز نويسي آن در اين مجال تنها توضيح واضحات است. ولي اهم نكات برجستهاش كه هيچگاه نبايد از اذهان اهل ولايت مغفول بماند، همان وظيفهي شيعهگي ماست كه بار ديگر در بوتهي آزمايش قرار گرفته است كه آيا بايد جان و تن به سقيفهاي ديگر تسليم كنيم يا نطفهي انحراف در انقلاب را نبسته، ساقط گردانيم؟ مسؤوليت امروز ما در مواجهه با بنيساعدهي ثاني چيست؟!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پينوشتها:
1) تلك شقشقة هدرت ثم قرّت.
2) ناكثين
3) مارقين
4) قاسطين


